![]() |
![]() |
|
| درباره فاطمه حبیبی زاد ، نخستین بانوی نقال ایرانی The First Iranian Woman Narrator |
|
منبع : شاهنامه، شناسنامه ماست
احمدرضا حجارزاده - شاهنامه يكى از چند ميراث كهن ما ايرانيان است كه در طول تاريخ، افراد بسيارى براىحفظ و اشاعه آن زحمت فراوان كشيده اند تا اين گنجينه ارزشمند، سينه به سينه، نقل به نقل از حكيم ابوالقاسم فردوسى به نياكان ما و از نياكانمان به ما برسد . مصاحبه با فاطمه حبیب زاد را در ادامه مطلب ببینید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 1:1 توسط گردآفرید |
|
|
تصويربرداری مستند «نقل گردآفريد» به نيمه رسيد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 22:23 توسط گردآفرید |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 17:15 توسط گردآفرید |
|
|
گرد آفرید در سيزدهمين جشنواره بينالمللي نمايشهاي آييني- سنتي 1386
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 21:42 توسط گردآفرید |
|
|
گرد آفرید در بخش قهوه خانه جشنواره تئاتر آئینی و سنتی تهران شنبه ۳/ ۶/۱۳۸۶ در مجموعه تئاتر شهر تهران به روی صحنه می رود
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 1:23 توسط گردآفرید |
|
|
شرجی همیشه جنوب و لنز بخار گرفته دوربینم و نبود دستمال لنز مجبورم میکند به عادت این چند روز سری به آلاچیق بزنم و با گوشه ای از شال سیاه و ساده ای که کنارش ردایی زنانه به دقت تا شده ،بخار از لنزم بگیرم و تا سر بالا کنم مثل معلمی که تقلب شاگردش را گرفته با لبخند همیشه اش دست به کمر بالای سرم ایستاده ،، فاطمه حبیبیی زاد مشهور به گرد آفرید متولد 1355 اهواز پژوهشگرسازمان میراث فرهنگی و استاد فن بیان و شاهنامه خوانی دانشگاه هنرهای زیبا و فعال مطبوعات.... باید آماده شود برای اجرایی دیگر از شاهنامه درکنار ساحل کشتی یونانی جزیره کیش ودر حلقه مردمی مشتاق که گویا بعضیشان اولین بار است زنی را در این هیبت دیده اند و زنانی که با تحسین به او خیره مانده اند و باز شروع میکند:به نام خداوند جان وخرد .... کودکی خردسال در حین اجرا به او نزدیک شده و با دقت به حرکات زیبای گرد آفرید زل زده شاید روزی او هم به کسوت شاگردان بسیار این هنرمند در آید همانطور که فاطمه غلامی (بازیگر دختر سریال او یک فرشته بود)با این شروع به جرگه بازیگران پیوست و جزو یکی از امیدهای حبیب زاد است در عرصه نقالی.مطابق معمول تا به خود بیایم وبخواهم چیزی از داستان امروز شاهنامه رابشنوم غرق در حرکات و فرم زیبای اجرای او دکلانشور دوربینم را به دفعات میفشارم برای ثبت این لحظات . همه رخش اندیشه را زین کنیم جهان را به شهنامه آذین کنیم و این یعنی پایان یکی دیگر از داستانهای شاهنامه فردوسی بزرگ از زبان گرد آفرید . عرق صورتش را میگیرد و لبخندهمیشه اش به مردمی که برای تشکر از او اطراف الاچیق گروه جمع شده اند و یکی در این میان که نمیتواند جلوی گریه اش را بگیرد و فقط تشکر میکند و دور میشود و حبیب زاد که در نگاه من میگوید این هویت ماست که کمتر با آن آشنایی داریم و سر درگمیم و نقلی میکند که : روزی چوپانی بچه شیری را به گله آورده و با شیر گوسفندان بزرگ میکند ،روزی شیری با هیبت به گله میزند و هر کدام از سویی میگریزند .بچه شیر از مادر گوسفندش میپرسد این جبروت متعلق به کدام حیوان است و مادر میگوید این شیر است ،سلطان جنگل که همه به او احترام میگذارند و مقتدر و بزرگ است و بچه شیر آرزو میکند کاش او هم یک شیر بود .او معتقد است این حکایت ماست و تا ندانیم هویتمان چیست و فرهنگمان کدام است در بیراهه ایم ... گپی کوتاه با فاطمه حبیبی زاد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 1:18 توسط گردآفرید |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 1:14 توسط گردآفرید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هر آن کس که شهنامه خوانی کند
چه مرد و چه زن پهلوانی کند |
| پیوندهای روزانه |
|
ترمه ندا رستمی - شبستان ابراهیم حصاری - عکاس هادی آفریده - فیلمساز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
ایران تئاتر خانه تئاتر زیگ زاگ خبرگزاری کتاب آژانس خبری هنر بزرگان موسیقی سنتی ایران پایگاه خبری فیلم کوتاه و مستند کانون پرورشی کودکان و نوجوانان عشق صدای فاصله هاست |
|
RSS
|